تبليغاتX
عشق من

عشق من

پایان هر سلامی به امید دیدار است

عزیزانی که از سایت من دیدن میکنند 

می خوام بدونن که این سایت

به نام

http://sanam4u.blogfa.com/

تغییر یافت

منتظر نظرات قشنگ شما در وب جدیدم هستم

پس خداحافظ نه به امید دیدار

+نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت21:5توسط نگار | |

شب عاشقان

امشب در سر شوري دارم

امشب در دل نوري دارم

باز امشب در اوج اسمانم

باشد رازي با ستارگانم

امشب يك سر شوق و شورم

از اين عالم گويي دورم

از شادي پر گيرم كه رسم به فلك

سرود هستي خوانم در بر حورو ملك

در اسمان ها غوغا فكنم سبو بريزم ساغر شكنم

امشب يك سر شوق و شورم

 از اين عالم گويي دورم

با ماه و پروين سخني گويم

و از روي مه خود اثري جويم

جان يابم زين شبها ميكاهم از غمها

ماه و ذهره را به طرب ارم از خود

بي خبرم ز شعف دارم نغمه اي بر لبها

امشب يك سر شوق و شورم

ازاين عالم گويي دورم 

امشب در سر شوري دارم

امشب در دل نوري دارم

بار امشب در اوج اسمانم

 باشد رازي با ستارگانم

امشب يك سر شوق و شورم

از اين عالم گويي دورم

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت21:1توسط نگار | |

از ته قلب مي نويسم

شعري كه اميخته با عشق درون است

چو عشق ان است كه به خاطرش بسوزي و بسازي

تا اخر عمرم به خاطر عشقت مي سوزم و مي سازم

چو شمعم كه مي سوزم

ز غم نهفته ي درون

 

+نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت17:42توسط نگار | |

نگاهت با من سرد شد دلت با ديگري همراه شد

نگاه گرمت ز من گرفته شد

نگاهت با بي وفايي همراه شد جسمت آكنده از نفرت شد

عشقت از حقيقت دور شد

دلت با رقيب همراه شد اخر چرا نگاهت با من سرد شد

مگر من چه كردم كه دلت ز من خسته شد

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت13:13توسط نگار | |

داد از درد دلي كه دارم

هنورم ندانم

درد دلم ز چيست روح من با كيست

عشق من از چيست  در اندرونم عشق كيست

قلب من به دنبال چيست در قلبم تبر كيست

فقط ميدونم كه دوستت دارم

تا اخرين لحظه تا اخرين نفس

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت16:45توسط نگار | |

ديشب دوباره خيالت زد به سرم        

خيالي كه نمي ره يك لحظه از نظرم

خيالي كه خوشم  هر لحظه اي با آن    

خيالي كه ميگذراند عمرم را در خواب

 

 ديشب با خيالت خوش بودم                

 تو اوج تنهايي من با تو بودم                                          

 در اوج تاريكي خوشحال بودم               

با خيالت انگار در اين دنيا نبودم

 

 

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت16:28توسط نگار | |

 

نرو تنهام نذار تو اين غروب پاييز

كه بي تو يه آه سردم يا كه يه بغض خيلي تلخ

بودنت آرامش جانم پس بمان و به آرامش رسانم

بي تو يك لحظه نمي تونم تو اين  پاييز و غروب دلتنگش زنده بمونم

نرو كه دلم بي تو نابود و تنگه غمش اندرش  بدتر ز غروب پاييزه

         

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت20:51توسط نگار | |

اي عشق

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت19:29توسط نگار | |

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم 

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت17:46توسط نگار | |

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت1:4توسط نگار | |